سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

612

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

مىكرد ، پس بنابر اين طعن عظيم بر عمر در تأخير حدّ قذف لازم خواهد آمد . ششم : آنكه اگر عمر زياد را طلب هم كرده بود ، ليكن بعدِ رسيدن أو با جماعت مهاجرين وأنصار در مسجد شريف حضرت سرور مختار - صلى الله عليه وآله الأطهار - نشسته ، طلب شهادت بر زناى مغيره از أو نمىكرد كه بعد تحقق كذب شهود ثلاثة ، به سبب عدم حضور شاهد رابع ، حدّ قذف بر ايشان لازم آمد ، وطلب شهادت از شاهد رابع موجب ثبوت كمال بي مبالاتى عمر به شرع ودين خواهد گرديد كه نه حرمت مسجد شريف نبوي رعايت كرده ، ونه از مهاجرين وأنصار مبالاتى نموده ، به طلب شهادت از زياد بر زناى مغيره يا تجويز اداى اين شهادت ، تجويز اشاعه حرام وعيب صحابي حضرت خير الأنام - عليه وآله آلاف التحية والسلام - روبروى خاص وعام نموده . مگر نمىبينى كه خود مخاطب نقل كرده كه : عمر گفت - يعنى به زياد - كه : ( هل رأيته كالميل في المكحلة ) ؟ وچون مخاطب منكر وقوع تلقين است ، پس غرض عمر بنابر اين از اين كلام طلب - ولا أقل تجويز - اداى شهادت بر زناى مغيره بوده ، وآن بنابر عدم اعتماد شهادت شهود ثلاثة - به سبب عدم حضور زياد - مستلزم طلب يا تجويز قذف بوده ، چه هرگاه شهادت شهود ثلاثة قذف شد ، بنابر اين اگر زياد هم شهادت به زنا مىداد ، آن هم قذف مىشد .